تبليغاتX
نظامهای باستانی عرفانی - تعبیر اهل تصوف از داستان حضرت خضر و حضرت موسی در قرآن
مروری بر نظامهای باستانی معنوی

اهل تصوف اسلامي داستان خضر نبي و موسي (ع) را بدين نهج شرح مي كنند:

هزاران پيمبر با امت خويش در درياي معرفت غواصي مي كردند به اميد آنكه گوهرتوحيد از آن دريا در دامن طلب گيرند و آن كشتي ، كشتي انسانيت است كه خضر نبي (ع)مي خواست به دست شفقت و مصلحت آنرا خراب كند و صاحبان كشتي، درويشان بودندكه سكينه القلوب ، صفت ايشان بود. ولي موسي ظاهر آن را به پيرايه شريعت آراسته ديد ولي خضر او راگفت در پس اين آباداني شيطاني است كه در جوار كشتي به كمين نشسته تا به زور هوي وهوس كشتي را بستاند و بايد اين آراستگي را به دست شفقت برداريم تا شيطان ظاهر آنرا خراب بيند و پيرامون آن نگردد. آن نو جوان كه خضر(ع) او را كشت اشاره به آرزوها و پنداشت ها است كه در ميدان رياضت و مجاهدت از نهاد درويش سر ميزند و خضرنبي(ع) خواست هر چه غير از ايمان است، سرش را به تيغ غيرت بردارد. اما ديواري كه خضر عمارت كرد اشاره به نفس مطمئنه است چون ديدكه در ميدان مجاهدت پاك گشته، به موسي گفت كه مانع از نابودشدن آن گردد تا گنج حقيقت را كه در صفات بشريت نهاده شده است به تهذيب نفس بازسازي گرداند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 14:17  توسط بهروز کشاورز  |