تبليغاتX
نظامهای باستانی عرفانی
مروری بر نظامهای باستانی معنوی
                        حضرت حاج ميرطاهر علي شاه           
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/24ساعت 15:41  توسط بهروز کشاورز  | 

 

براي بزرگ ديدن تصاوير روي آنها كليك راست كرده و گزينه Open Link In New Window را انتخاب کنید.

 

      مستور علي شاه    مستور علي شاه    حضرت ميرطاهر علي شاه و حضرت حاج مستور علي شاه كرماني (شيرازي)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 7:54  توسط بهروز کشاورز  | 

سلسله جلیله فقر خاکسار


خاکسارخود را منسوب به سید جلال الدین حیدر که رمزیست مرکب از:به سید جلال الدین حسین معروف به جلال ثانی و سلف وی سید قطب الدین (حیدر) علوی.
شیدا نام یک درویش خاکسار است که کرسی نامه لافتی را به نظم نوشت. خاکسار سلسله خود را منسوب به سلمان فارسی میداند. خاکسار طریقه خود را طریقه فقر ((الله محمد علی ))میدانند. مشرف شدن را مشروط به خوردن پیاله فقر و پوشیدن لنگ چهل تن است. وکسی که سلسله را پایه گزاری کرد غلامعلیشاه بود که از هند به عراق و پس از کشتن برادر او معصوم علیشاه در عراق به ایران آمد. خاکسار ادامه قلندران دوره گرد و ملاتیه است . وآیین و مراسمات آنان شبیه اهل حق است . وتمام کارها بصورت رمز و راز است . خاکساری های جلالی از نام و نشان و فعالیت بیشتری برخوردارند و منسوب به غلامعلیشاه جلالی می باشند .
مراتب سلوک در نزد خاکسار شش مرحله است که عبارتند از :

لسان - پیاله - کسوت - گل سپردن - جوزسپردن - لنگ ارشاد و عشق الله
خاکسار بر خلاف بقیه سلاسل طریقت قطب ندارد و اعتقاد بر این است قطب حاضر امام زمان است(کسی میتواند قطب باشد که معصوم باشد) مشایخ بعد از خود کسی را به عنوان جانشین انتخاب نمیکنند و مشایخ پس از اجازه از پیر به ارشاد میپردازند تا مراحل فقر راپشت سر گزارند . مشایخ خاکسار به سختی مشرف میکنند و دنبال مرید بازی نیستند . از زن ها نیز دستگیری نمیکنند (به این دلیل که زنها در یک ماه نمیتوانند کامل عبادت کنند و ذکر آنها بریده میشود)
مجالس خاکسار شب های جمعه برگزار میگردد و برنامه های مجلس خواندن اشعار عرفانی همراه با ساز دف و گرفتن ذکر جلی میباشد.
مریدان در بدو ورود باید به احترام شیخ مجلس گلبانگ بگیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 7:41  توسط بهروز کشاورز  | 

                       مرحوم حضرت حاج ميرطاهر          

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/02ساعت 8:18  توسط بهروز کشاورز  | 

يكي از جريانهاي جالبي كه بين حضرت حاج مستور كرماني  (شيرازي) و جناب آيت الله كشميري رخ داده است را به نقل از جناب آقاي اخلاقيان (مستور علی شاه) يكي از مرشدان فعلي سلسله فقر خاكسار برايتان نقل ميكنم:

جناب آيت الله كشميري ارادت فوق العاده اي نسبت به حضرت حاج مستور پيدا كرده بودند و هرگاه كه حاج مستور را در كوچه يا خيابان مي ديدند طبق سنت ارادت در روحانيت عباي خود را روي سر افكنده و به دنبال حضرت مستور به راه مي افتادند.

تا اينكه روزي حضرت مستور برگشته و به او مي گويد كه با من چه كار داريد؟

آيت الله كشميري عرض مي كنند كه من مي خواهم درويش شوم لطفا مرا مشرف كنيد!

حضرت مستور فرمودند اگر هدفت از درويشي كسب دنيا است پا در این راه مگذار و اگر آخرت نیت توست این طریق را برمگزین . اما اگر دنیا و آخرت خود را هزینه مولای خود کرده ای آمدن تو را به این راه تبریک می گویم .

 

برکلاه فقر می باید سه ترک                              ترک دنیا ترک عقبی ترک ترک 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/12ساعت 9:50  توسط بهروز کشاورز  | 

مرحوم آيت الله سيد عبدالكريم كشميري خاطرات بسياري از حاج مستور کرمانی رحمه‌الله در طول اقامت خود در نجف اشرف به خاطر داشت و از او به عنوان مردي « فوق‌العاده» ياد مي‌كردند و براي او كراماتي قايل بودند.

 روزي براي من تعريف كردند
:
مرحوم حاج مستور تا هنگامي كه در كوفه اقامت داشت، هر سال به مناسبت عيد غدير جشن بسيار مفصلي ترتيب مي‌داد و از محبان حضرت امير عليه‌السلام به نحو شايسته‌اي از لحاظ معنوي پذيرايي مي‌كرد
.
يكي از سا‌ل‌ها، چند روز به عيد غدير مانده، به منزل مسكوني من در نجف، آمد و از من خواست تا در جشن آن سال شركت كنم، و گفت پس از نماز مغرب و عشاء كسي را براي بردن من به كوفه خواهد فرستاد.
در آن روزگار وضعيت حوزه نجف به گونه اي بود كه مراوده عالمان ديني با عارفان، پيامدهاي ناخوشايندي براي آنان به همراه داشت.

در روز موعود و بر طبق قرار، با شخصي كه حاج مستور فرستاده بود به كوفه رفتيم و در جلسه اختصاصي كه حاجي ترتيب داده بود، حضور يافتيم.

اغلب كساني كه در آن جلسه روحاني حضور داشتند، افراد سالخورده و سرد و گرم روزگار چشيده بودند و از حالات آنان پيدا بود كه در سلوك الي الله، مراحلي را پشت سر نهاده‌اند و از محبت و ولايت علوم نصيب وافري دارند.
آن محفل روحاني تا نزديك سحرگاه ادامه داشت و از رايحه معنويت به اندازه‌اي سرشار بود كه آدمي خود را در بهشت مي‌انگاشت و سينه‌اش را از شميم دل‌انگيز محبت و معرفت علوم مي‌انباشت. با اين كه ده‌ها سال از اين ماجرا مي‌گذرد، من هنوز مزه آن شب روحاني را در زير زبانم مزه‌مزه مي‌كنم و بر روح آن عارف وارسته درود مي‌فرستم، و براي او فتوح و رضوان الهي را آرزو مي‌كنم
.

در ساعت پاياني آن شب، هر چه به اذان سحر نزديك مي‌شديم، اضطراب دروني من افزوني مي‌يافت، زيرا از سويي توفيق خواندن نماز صبح در حرم مطهر علوي را از دست رفته مي‌ديدم، و از سوي ديگر خوش نداشتم كه در روشني روز از آن محفل بيرون آمده و نگاه كنجكاو مردم را به طرف خود دوخته ببينم! من در اين افكار غوطه‌ور بودم كه حاج مستور در حاليكه نگاه نافذ خود را به من دوخته بود، با طمأنينه خاصي آهسته در گوشم گفت:
نگران نباشيد! نماز را به موقع در نجف خواهيد خواند!
گفتم: مشكل فاصله كوفه تا نجف را چگونه حل مي‌كنيد؟!
نيم ساعت بيشتر به اذان صبح باقي نمانده است
!
گفت: هيچ‌كاري براي اهلش نشد ندارد!

سپس جواني را كه جلوي در ورودي ايستاده بود، صدا كرد و آهسته در گوش او چيزي گفت و بعد از او خواست تا مرا همراهي كند!

و ما پس از خداحافظي به اتفاق آن جوان - كه بعداً معلوم شد از شاگردان زبده و كار كرده حاج مستور است - از خانه بيرون آمديم. در اثناي راه دريافتم كه جوان به ذكر قلبي سرگرم است و با اين كه مدام با من صحبت مي‌كند ولي قلب او به ذكر خاصي مترنم است! و مشاهده اين حالت در آن جوان به من فهماند كه سر و كارم با آدم راه رفته‌اي افتاده و حاج مستور بي‌جهت او را همراه من نفرستاده است!

هنوز چند دقيقه اي از همراهي او با من نمي‌گذشت، كه صداي پيش خواني اذان صبح را از مناره صحن مطهر علوي به گوش خود شنيدم!
 با خود فكر كردم كه اشتباه مي‌كنم و از تلقينات نفس است! ولي سخن آن جوان مرا به خود آورد كه گفت
:
چه لحن دلنشيني دارد! روح انسان را تا ملكوت پرواز مي‌دهد! اين طور نيست آقا؟! و بعد در حالي كه خانه ما را نشان مي‌داد، گفت:
خدا را شكر كه به موقع رسيديم! قربان مولا علي بروم كه دوستان خود را شرمنده نميكند! التماس دعا دارم! و مرا - كه در عالمي از بهت و حيرت فرو رفته بودم - تنها گذاشت و رفت.
لذتي كه آن روز من از خواندن نماز صبح در حرم مطهر علوم بردم، هنوز فراموشم نشده است! نمازي سرشار از روح و ريحان
.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/12ساعت 8:54  توسط بهروز کشاورز  | 

مرحوم حاج مستور كرماني يكي از بزرگترين پيران سلسله فقر خاكسار بوده اند كه حدود ۴۰ سال پيش ترك خرقه فرمودند كه پير و مرشد مرحوم حاج مير طاهر نيز بوده اند.

داستانهاي جالب و تاثيرگذاري نيز توسط آيت ا... كشميري درباره ارتباط با ايشان نقل شده است كه

ان شاا... نقل خواهد شد.

 

                        حاج مستور كرماني                 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/10ساعت 15:13  توسط بهروز کشاورز  | 

جناب آقای اخلاقیان (مستور علی شاه) یکی از مرشدین سلسله فقر خاکسار در زمان حاضر می باشند که از مریدان ارشد مرحوم سید حسین جابری (حضرت حاج میرطاهر علی شاه) پیر بزرگ فقر خاکسار بوده اند و هم اکنون ساکن کرج میباشند.

جناب آقاي اخلاقيان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/10ساعت 15:6  توسط بهروز کشاورز  |