|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
افرادي كه به مردم بي دفاع و بي گناه كه براي احقاق حقشان اعتراض مي كنند، بطور ناجوانمردانه و وحشيانه برخورد كرده و بسوي آنان شليك مي كنند، آنان را می کشند و یا به آنان تجاوز می کنند، اکثراً كساني هستند كه در ايام محرم عزاداري مي كنند و هميشه از خود مي پرسند كه: "شمر" چطور توانست سَر "امام حسين (ع)" را ببُرد؟ حال من از آنها مي پرسم: شما چطور مي بُريد؟ شما سر حق رو مي بُريد. سر خدا را مي بُريد.(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ) حق را مي بينيد و پايتان را روي آن مي گذاريد. مصداق آيه ۱۴۶ سوره مباركه بقره شده ايد: وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را پنهان می کنند درحاليكه خودشان هم مىدانند. و ای کاش به آیه ۴۲ سوره مبارکه بقره عمل می کردید: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ و حق را با باطل نپوشانید و حقيقت را با آنكه خود مىدانيد كتمان نكنيد از شخصی درباره اين مسائل خواستم تا از قرآن برايم مشورتي بگيرد و جالب است كه آيات ۴۵ تا ۵۳ سوره نمل آمد كه در ذيل به آن اشاره شده:
قطعاً بين شماها هنوز كساني هستند كه مصداق آيه ۷ سوره بقره نشده اند:
پس كمي بينديشيد والسلام |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
در سوره کهف آیات ۶۰ تا ۸۲ آمده كه موسي (ع) در معيت خضر نبي(ع) در سه مرحله رشته صبر را بريد: 1) سوراخ كردن كشتي به دست خضر (ع) 2) كشتن نوجوان توسط خضر (ع) 3) بنا نهادن مجدد خشت در حال فرو افتادن به همت خضر (ع)
گفته اند كه علت سوراخ كردن كشتي اين بود كه پادشاه آن سامان هر كشتي سالم را به يغما مي گرفت و خضر (ع) كشتي را سوراخ و معيوب ساخت تا پادشاه آن را از ماهيگيران نگيرد. اما نوجوان داراي والدين با ايماني بود كه خضر نبي(ع) مي دانست كه ناپاكي و سركشي نوجوان در جواني به كدورت قلب والدين مي انجامد لذا خواست كه خداوند بجاي آن فرزند، فرزند ديگري كه صالح بود به والدين او عطا كند. اما ديوار ازآن دو كودك يتيمي بود كه زير آن گنج پنهان بود و متعلق به والدين آن يتيمان بوده كه چون از مومنين بودند مشيت الهي بر اين استوار بود كه تا بالغ شدن يتيمان،آن گنج در امان باشد و در اثر فرو ريختن خشت، گنج به اين زودي هويدا نگردد. اما اهل تصوف اسلامي داستان خضر نبي و موسي (ع) را بدين نهج شرح مي كنند: "بقیه را در ادامه مطلب بخوانید" ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
جريان برخورد و ملاقات حضرت موسي (ع) و حضرت خضر (ع) كه موضوعي مهم درباره بحث مريد و مراد يا ارتباط بين مريد با پير و مرشد كه در قرآن (آيات 60 الي 82 سوره مباركه كهف ) به آن اشاره شده است را در ادامه مطلب بخوانيد و روي آن تعمق و تفكر كرده ، درباره مفاهيمي كه از آن برايتان روشن مي شود اظهار نظر كنيد. باشد كه به مقام و شناخت جايگاه مريدي برسيم و آنرا كاملا درك كنيم تا اگر روزي به محضر پيري مشرف شديم بدانيم كه چه برخوردي كنيم تا آن موقعيت را راحت از دست ندهيم.
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
سوره فتح آیه ۲ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا به نام خداوند رحمتگر مهربان ما تو را پيروزى بخشيديم [چه] پيروزى درخشانى تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمتخود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند به نظر شما منظور از اينكه خداوند گناهان گذشته و آينده پيامبر را ببخشد چيست؟ و اينكه عصمت پيامبر به چه معناست؟ |
||
|
|
|
|
|
تصميم گرفتيم قسمت جديدي درباره آيات قرآن و تفحص در آن در اين وبلاگ قرار دهيم اميدوارم كه دوستان عزيز درباره آيات و سوالات مطرح شده تفكر و تعمق كرده و نظراتشان را جهت استفاده ديگر دوستان ابراز كنند. به اميد اينكه روزي همگي ما به قلب و جوهر قرآن دست پيدا كنيم. اولين آيه: آيه 30 سوره بقره وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم فرمود من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد
به نظر شما با توجه به اينكه خداوند انسان (حضرت آدم) را به عنوان خليفه خود خلق ميكردند و هنوز انساني خلق نشده بود كه در زمين فساد كند و خون بريزد فرشتگان از كجا مي دانستند كه انسان در زمين فساد مي كند و يا اينكه موضوع ديگري در پشت پرده است؟ |
||