تبليغاتX
نظامهای باستانی عرفانی
مروری بر نظامهای باستانی معنوی

افرادي كه به مردم بي دفاع و بي گناه كه براي احقاق حقشان اعتراض مي كنند، بطور ناجوانمردانه و وحشيانه برخورد كرده و بسوي آنان شليك مي كنند، آنان را می کشند و یا به آنان تجاوز می کنند، اکثراً كساني هستند كه در ايام محرم عزاداري مي كنند و هميشه از خود مي پرسند كه:

"شمر" چطور توانست سَر "امام حسين (ع)" را ببُرد؟

حال من از آنها مي پرسم:  شما چطور مي بُريد؟ شما سر حق رو مي بُريد. سر خدا را مي بُريد.(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ)

حق را مي بينيد و پايتان را روي آن مي گذاريد.

مصداق آيه ۱۴۶ سوره مباركه بقره  شده ايد:

 وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را پنهان می کنند درحاليكه خودشان هم مى‏دانند.

و ای کاش به آیه ۴۲ سوره مبارکه بقره عمل می کردید:

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿42﴾

و حق را با باطل نپوشانید و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد (42)

از شخصی درباره اين مسائل خواستم تا از قرآن برايم مشورتي بگيرد و جالب است كه آيات ۴۵ تا ۵۳ سوره نمل آمد كه در ذيل به آن اشاره شده:

و به راستى به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه خدا را بپرستيد پس به ناگاه آنان به دو دسته تقسیم شده و به پیکار پرداختند (45)

 

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿45﴾

[صالح] گفت: اى قوم(ثمود) چرا پيش از [جستن] نيكى شتابزده خواهان بدى هستيد؟ چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهيد؟ باشد كه مورد رحمت قرار گيريد (46)

 

قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿46﴾

گفتند: ما به تو و به هر كس كه همراه توست‏شگون بد زديم. (صالح) گفت: ‏سرنوشت‏خوب و بدتان پيش خداست بلكه شما مردمى هستيد كه مورد آزمايش قرار گرفته‏ايد (47)

 

قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿47﴾

و در آن شهر نه (9) دسته بودند كه در آن سرزمين فساد مى‏كردند و از در اصلاح درنمى‏آمدند (48)

 

وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿48﴾

[با هم] گفتند با يكديگر سوگند بخوريد كه حتما به [صالح] و كسانش حمله کرده و شبيخون مى‏زنيم سپس به بازماندگان او خواهيم گفت ما در محل قتل كسانش حاضر نبوديم و ما قطعاً راست مى‏گوييم (49)

 

قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿49﴾

و دست به نيرنگ زدند و [ما نيز] دست به نيرنگ زديم و خبر نداشتند (50)

 

وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿50﴾

پس بنگر كه فرجام نيرنگشان چگونه بود ما آنان و قومشان را همگى هلاك كرديم (51)

 

فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿51﴾

و اين [هم] خانه‏هاى خالى آنهاست به [سزاى] بيدادى كه كرده‏اند قطعاً در اين [كيفر] براى مردمى كه مى‏دانند عبرتى خواهد بود (52)

 

فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿52﴾

و كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند رهانيديم(53)

 

 

وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿53﴾

 

 

قطعاً بين شماها هنوز كساني هستند كه مصداق آيه ۷ سوره بقره نشده اند:

خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناك است (7)

 

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾

 

پس كمي بينديشيد 

والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 14:9  توسط بهروز کشاورز  | 

درويش

در سوره کهف آیات ۶۰ تا ۸۲  آمده كه موسي (ع) در معيت خضر نبي(ع) در سه مرحله

 رشته صبر را بريد:

1)      سوراخ كردن كشتي به دست خضر (ع)

2)      كشتن نوجوان توسط خضر (ع)

3)      بنا نهادن مجدد خشت در حال فرو افتادن به همت خضر (ع)

 

گفته اند كه علت سوراخ كردن كشتي اين بود كه پادشاه آن سامان هر كشتي سالم را به يغما مي گرفت و  خضر (ع) كشتي را سوراخ و معيوب ساخت تا پادشاه آن را از ماهيگيران نگيرد.

اما نوجوان داراي والدين با ايماني بود كه خضر نبي(ع) مي دانست كه ناپاكي و سركشي نوجوان در جواني به كدورت قلب والدين مي انجامد لذا خواست كه خداوند بجاي آن فرزند، فرزند ديگري كه صالح بود به والدين او عطا كند.

اما ديوار ازآن دو كودك يتيمي بود كه زير آن گنج پنهان بود و متعلق به والدين آن يتيمان بوده كه چون از مومنين بودند مشيت الهي بر اين استوار بود كه تا بالغ شدن يتيمان،آن گنج در امان باشد و در اثر فرو ريختن خشت، گنج به اين زودي هويدا نگردد.

اما اهل تصوف اسلامي داستان خضر نبي و موسي (ع) را بدين نهج شرح مي كنند:

"بقیه را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 14:17  توسط بهروز کشاورز  | 

جريان برخورد و ملاقات حضرت موسي (ع) و حضرت خضر (ع) كه موضوعي مهم درباره بحث مريد و مراد يا ارتباط بين مريد با پير و مرشد كه در قرآن (آيات 60 الي 82 سوره مباركه كهف ) به آن اشاره شده است را در ادامه مطلب بخوانيد و روي آن تعمق و تفكر كرده ، درباره مفاهيمي كه از آن برايتان روشن مي شود اظهار نظر كنيد.

باشد كه به مقام و شناخت جايگاه مريدي برسيم و آنرا كاملا درك كنيم تا اگر روزي به محضر پيري مشرف شديم بدانيم كه چه برخوردي كنيم تا آن موقعيت را راحت از دست ندهيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 9:32  توسط بهروز کشاورز  | 

سوره فتح آیه ۲

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا ﴿1﴾  لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿2﴾

به نام خداوند رحمتگر مهربان

ما تو را پيروزى بخشيديم [چه] پيروزى درخشانى (1)

تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت‏خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند (2)

 

به نظر شما منظور از اينكه خداوند گناهان گذشته و آينده پيامبر را ببخشد چيست؟

و اينكه عصمت پيامبر به چه معناست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/15ساعت 15:26  توسط بهروز کشاورز  | 

تصميم گرفتيم قسمت جديدي درباره آيات قرآن و تفحص در آن در اين وبلاگ قرار دهيم

اميدوارم كه دوستان عزيز درباره آيات و سوالات مطرح شده تفكر و تعمق كرده و نظراتشان را جهت استفاده ديگر دوستان ابراز كنند.

به اميد اينكه روزي همگي ما به قلب و جوهر قرآن دست پيدا كنيم.

اولين آيه:

آيه 30 سوره بقره

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿30

و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد (30)

 

به نظر شما با توجه به اينكه خداوند انسان (حضرت آدم) را به عنوان خليفه خود خلق ميكردند و هنوز انساني خلق نشده بود كه در زمين فساد كند و خون بريزد فرشتگان از كجا مي دانستند كه انسان در زمين فساد مي كند و يا اينكه موضوع ديگري در پشت پرده است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/13ساعت 14:27  توسط بهروز کشاورز  |