|
|
|
|
|
به نیروانا رسیده را دیگر معیاری نیست. حتی نمیتوان او را شناخت. هنگامی که نمودها به آخر رسند و درون تهی آنها آشکار شود، زبان در کام نمیگردد و همه چیز خبر از آن میدهد که خاموشی پیدایشها فرا رسیده است.
مفهوم نیروانا را باید در عبور از ساتا (satta) به معنای شخصیت و آتمان (atman) به معنی خویشتن و سپس رسیدن به تاتاگاتا (tathagata) به معنای وجود کامل و مقدس جست. بودا در حالت نیروانا، خویشتن و تمام هستی را همچون فرایندی وسیع و نهر همیشه جاری "شدنها" و "انهدامها " یافت در درون این جریان پیوسته در حرکت و تداخل دایمی انرژیها در یکدیگر.
نیروانا مرحله پایانی سلوک آیین بودا در راه رسیدن به اشراق کامل و آگاهی و آرامش مطلق است. نیروانا حالتی است که در آن آدمی از جهل، رنج، شهوت، خشم، خواهش، تمنا، وابستگیها، کاملن تهی شده و به فرزانگی کامل دست مییابد.
نیروانا آخرین مرحله طریقت بودا و مقصد سلوک بودایی است. نیروانا یعنی آزادی از سلسله علل رنجها و پیدایشها و فرو نشاندن مطلق عطش تمایلات. نیروانا یعنی زوال مطلق جهل و روشنی مطلق روح، نیروانا ساحل ممتاز و کمال است که بر اثر انجام سلوک و طریق هشت گانه بودایی تحقق میپذیرد.
بودا به این حقیقت پیبرد که "خود" در حقیقت چیزی نیست جز ترکیبی از رشته هایی از کنشها و واکنشهای ذهن که از مرکزیت ثابت و ذات برخوردار نیست. این حقیقت حسی عمیق و استوار به بودا بخشید که او را از تمام وسوسه های "من" که به وسیلهی جهل و طمع و بیزاری برانگیخته میشود رهایی بخشد.
روشنگری بودا پس از رسیدن به نیروانا و پس از اینکه دریافت از بند وابستگی و خواهندگی آزاد شده در این کلام بسیار با اهمیت او که تفاسیر سترگی بر آن شده متجلی است: بیهوده بود که سازنده ی خانهام را در زندگیهای بیشمار جستجو میکردم و موفق به یافتنش نمیشدم. چه سخت است تحمل زندگیهای متوالی. لیکن اکنون ترا میبینم، آه ای سازندهی "من." و دیگر هرگز از این پس به بنای خانه نخواهم پرداخت. زیرا که الوارهای آن را در هم کوفتهام. تیرهای سقف را به دو نیم کردهام. و خواهندگیها را در هم شکستهام. از این روست که ذهنم (در اشراق کامل) آزادانه در طیران است.
برای نوع بشر ، یافتن قانون علیت و پیوستگی علل و معلولات کاری دشوار است. بسیار دشوار است که انسان به آرامش و جدایی از تمام تصورات و صور و به رهایی از بندهای تمام موجودات خاکی و به عالمی که در آن هر علاقه و خواستی نابود شده و هر میلی از بین رفته است و عاقبت به پایان کار و نیروانا واصل شود.
آن کس که به مقام خردمندی رسیده است از میان شعله ها و شراره های تولد و مرگ و رنج نجات یافته و به سرمنزل خاموشی و نیروانا و آرامش ابدی واصل میشود. سلسلهی افکار و احساسات نزد یک فرد معمولی این پندار را در او بیدار میکند که حقیقت وجود خود را میان افکار و احساسات و پندارههای خود بیابد اما چشم بینای خردمند در آن افکار و پندارها جز بازی و رفت آمد اشباحی که به خویشتن او ربطی ندارند حقیقتی نمیبیند .
کسی که ذهن خود را کاملن به چنگ آورد. کسی که زمام ارادهی خود را در کف گیرد. کسی که کاملن از آز، خشم و شهوت رها شود. کسی که پس از سلوک بودایی به درجه خردمندی و معرفت درون انگارانهی کامل برسد. او به نیروانا رسیده است. |
||
|
|
|
|
|
سوره فتح آیه ۲ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا به نام خداوند رحمتگر مهربان ما تو را پيروزى بخشيديم [چه] پيروزى درخشانى تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمتخود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدايت كند به نظر شما منظور از اينكه خداوند گناهان گذشته و آينده پيامبر را ببخشد چيست؟ و اينكه عصمت پيامبر به چه معناست؟ |
||