|
|
|
|
|
با سلام
از دوستانی که مطالب ارزنده ای در باب نظامهای معنوی و آموزشهای آنان در دست دارند دعوت می شود که مطالب خود را به آدرس پست الکترونیک اینجانب ارسال کنند تا با نام خودشان در وبلاگ قرار گیرد و بقیه علاقمندان نیز از آن مطالب بهره مند شوند. در پناه حق باشید |
||
|
|
|
|
|
در اینجا باز هم اساتید دیگری از این نظام باستانی را معرفی می کنم : قاضی حیدر گل از شهر حمص در کشور سوریه پیر داود از شهر استانبول در کشور ترکیه داگاش رستم از شهر تبریز در کشور ایران شیخ عبدالمحی از شهر قاهره در کشور مصر شیخ شاهناز در شهر قونیه از کشور ترکیه حسن کربلایی از شهر مشهد در کشور ایران و ... در اینجا سخنان مختصری را از استاد بزرگ این نظام استاد حسن کربلایی که در شهر مشهد زندگی می کنند را نقل می کنم: انسان اساسا طمع کار، تن پرور و خود بزرگ بین است و همه امکانات و راه ها را برای دوری جستن از اموری که نیازمند کار و زحمت است ، پیدا و استفاده می کند. کار و زحمت جسمانی آسان تر از کار و زحمت ذهنی است و کار و زحمت در سطوح تکاملی ، از همه مشکلتر است. نظم و انضباط فکری ، نتیجه انضباط قاطعانه و مصممانه است. اصلا تصادفی نیست که بعضی آن را دارند و بعضی ها ندارند. اگر آماده رویارویی و جنگ با نفس خودت و کار دشوار و پیگیر جسمی و روحی هستی ، بسیار خوب ، می توانی قدم در این راه بگذاری . اگر نه ، برو و راه آسان تری را جستجو کن که مسلما راه به جایی نمی برد و در بهترین حالت ، باعث ایجاد تصوری موهوم می شود و خیال می کنی که راز و رمز حیات در مقابلت گشوده شده است. می توانی آیین ذن ، تئوسوفی ، یوگا یا امثال این ها را انتخاب کنی که در واقع مامنی است برای افراد کم ظرفیت و ناتوانی که به دنبال چیزی هستند تا اوقاتشان را با آن بگذرانند و ضمنا نتیجه ای از آن بگیرند که هم ماوراالطبیعی باشد و هم آنقدر ملموس که بتوانند درباره اش حرف بزنند و احساس کنند چیزی به دست آورده اند که از دسترس عامه مردم بیرون است. اگر آنها فقط یک چهارم نیرو و زمانی را که برای پیچاندن یا گره زدن بدنشان یا فعالیت ها و کارهای عجیب و غریب دیگر صرف می کنند را صرف جهت دادن و منظم کردن جریانهای پراکنده ذهن و اندیشه شان می کردند ، پیشرفت بیشتری داشتند و حال و اوضاع ایشان بهتر بود. مطالب درباره نظام باستانی سارمون و همچنین آموزشها و سخنان دیگر اساتید بزرگوار این نظام ادامه دارد... یا حق |
||
|
|
|
|
|
اکنکار یا دانش باستانی سفر روح این مکتب در سال 1971 توسط سری پال توئیچل با نام معنوی (پدر زاسک) به صورت علنی پایه گذاری شد.پال در دوران جستجویش برای حقیقت به هندوستان رفته و در آنجا تحت تعالیم استاد سری سودارسینگ نهصد و هفتادمین استاد حق در قید حیات و عضو نظام برادری وایراگی (به معنای عدم وابستگی) قرار گرفت.نظام برادری وایراگی شامل اساتیدی است که به مرحله عدم وابستگی رسیده اند که البته هر کدام از این اساتید که به سمت استاد حق در قید حیات زمان خود رسیده اند ، یک نظام برادری در داخل نظام وایراگی تشکیل داده اند که به نظام برادری بورچاکوم موسوم است.سپس استاد سودارسینگ ایشان را برای ادامه سلوکش به استاد ربازارتارز(نام معنوی ایشان) معرفی کرده که این استاد به نقل از استاد توئیچل حدود 500 و اندی سال دارند که هنوز هم در قید حیات می باشند.پس از آن به آمریکا بازگشته و نظام معنوی اکنکار را پایه گذاری کردند. درپاره ای از این سیر و سفر برای جستجوی حقیقت ، گیل توئیچل همسرش نیز ایشان را همراهی می کرد.در سال 1971 سری پال توئیچل بدن خاکی خود را ترک کرد که پس از چندی به نقل از گیل توئیچل که ایشان را در خواب دیده است ، شخصی به نام داروین گراس با نام معنوی( دپ رن dap ren) به سمت استادی حق در قید حیات رسید.استاد گراس از سال 1971 تا 1981 به مدت 10 سال رهبری معنوی اکنکار را بر عهده داشت.پس از رسیدن گراس به مقام استادی ، گیل توئیچل به همسری استاد گراس درآمد. که البته پس از مدتی گراس و گیل از همدیگر جدا شده و استاد گراس همسر دیگری را اختیار کردند. در اواخر دوران استادی داروین گراس ، ایشان با مخالفتهای شدیدی از سوی بعضی از مقامات اکنکار از جمله گیل توئیچل قرار گرفت و سپس با حرف و حدیثهای زیادی از سمت خود کناره گیری کرده و طی مراسمی ، استاد هارولد کلمپ با نام معنوی (واه زی) به سمت استادی حق در قید حیات رسیدند و تا این زمان نیز رهبری معنوی اکنکار را ایشان عهده دار می باشند. در سال 1983 سری داروین گراس ازجانب استاد کلمپ و انجمن اکنکار از نظام برادری وایراگی و همچنین بورچاکوم اخراج شد. دلیل این امر این بود که استاد گراس در سال 1983 اقدام به تشکیل موسسه ای به نامATOM (Ancient Teaching Of Masters (یا تعالیم باستانی اساتید کرده و عده ای برای فراگیری این تعالیم به سوی ایشان روانه شدند که به زعم استاد حاضر و موسسه اکنکار ، این کار یعنی وابستگی به مقام استادی و رعایت نکردن قوانین معنوی. پس ایشان باید از نظام برادری وایراگی به معنای عدم وابستگی اخراج شود. که البته استاد گراس نیز طی نامه هایی اتهامات وارده را پاسخ دادند که هیچگاه از طرف استاد کلمپ پاسخ داده نشده و توسط موسسه اکنکار منتشر نشد و همچنین تمام کتابهای نوشته شده توسط استاد گراس از گردونه اکنکار خارج شد .پس از این واقعه شکافی در بین پیروان این مکتب ایجاد شد ولی به مرور زمان به فراموشی سپرده شد. کتاب مقدس نظام اکنکار ، کتاب شریعت کی سوگماد (به معنی راهی به بینهایت) می باشد که در دو مجلد به چاپ رسیده است که به گفته استاد توئیچل این کتاب از دوازده جلد تشکیل شده که فقط دو جلد آن توسط ایشان به زبان انسانی ترجمه شده است و بقیه آنها در طبقات معنوی دیگر توسط اساتید معنوی نگهداری می شود. کتابهای زیادی از استاد توئیچل و استاد کلمپ به چاپ رسیده که بعضی از آنها به عنوان کتابهای مرجع برای پیروان این مکتب می باشد که در بعضی از این کتب ، تمرینات معنوی متعددی نوشته شده که پیروان این را نظام را با جریان نور و صوت الهی مرتبط می سازد. روز 22 اکتبر که سالروز تولد سری پال توئیچل می باشد به عنوان شروع سال معنوی اکنکار نام گذاری شده که هر سال کنفرانسی در مرکز اصلی این مکتب در آمریکا برگزار می شود. ان شاالله در ادامه به صورت عمیق تری تعالیم و فرمایشات اساتید این نظام را مورد بررسی قرار خواهیم داد. یا حق ادامه دارد ...
|
||
|
|
|
|
|
اوشو به یقین یکی از بزرگترین اساتید معنوی قرن بیستم می باشد. ایشان با ارائه نگرشی جدید در عرفان و ایجاد پیوند بین تمام مکاتب عرفانی از قبیل ذن ، جین ، تانترا ، تائو ، بودیسم ، هندوئیسم و همچنین تصوف اسلامی ، مسیحی و یهودی و ... دریچه ای واحد به سوی حقیقت گشوده و باعث شده است که تضادهای ظاهری بین این مکاتب در مقابل جذبه وحدت ، رنگ ببازد. اوشو علیه ذهنیت کهنه هندی نیز برخاسته که بر اساس این ذهنیت ، فقر را پیش نیاز معنویت دانسته اند که بر طبق نظر اوشو این تفکر سبب شده که کشور هند اینچنین فقیر باقی بماند. اوشو به عرفانی مشترک بین ماده گرایی و روح گرایی معتقد است. بر اساس تعالیم او ، مشرق زمین که به روح گرایی مطلق پرداخته و غرب نیز که به ماده گرایی روی آورده است ، هر دو فقط یک نیمه ظرف وجودی انسان را دیده اند که نتیجه این نگرش سبب ایجاد تضاد در درون خواهد شد. ولی اوشو ، عرفانی متشکل از هر دو را بیان می کند چون انسان را شامل هم روح و هم بدن می داند و نگهداری و کرامت نهادن به بدن را نیز در تعالی روح لازم می داند. این تفکر باعث ایجاد مخالفتهایی از جانب غرب و شرق و همچنین سیاستمداران با او گردیده است . روشهای نوین مراقبه هایی که از او به یادگار مانده در زمان حال نیز کیفیات و انرژی خود را حفظ کرده و باعث بیداری انرژی خفته کندالینی شده و انسانها را به سوی ابدیت رهسپار می کند. ایشان در 11 دسامبر 1931 در شهر کوج وادا در ایالت مادیا پرادش هندوستان پا به عرصه این جهان نهاد. در سن 21 سالگی به اشراق رسید و در سال 1960 تکنیک منحصر به فرد مراقبه های پرتحرک یا دینامیک خودش را بوجود آورد. در سال 1970 پیامش به غرب برده شد و باعث شد تا در سال 1974 جمعیت فراوانی از سراسر دنیا به پونا در هندوستان آمده تا تحت آموزشهای معنوی او قرار گیرند. او درباره خود می گوید : "من سرآغاز یک آگاهی کاملا متفاوت هستم.لطفا مرا با گذشته در تماس قرار ندهید.گذشته حتی ارزش یادآوری هم ندارد." سخنان او که اغلب به صورت سخنرانی بوده در ششصد جلد کتاب جمع آوری شده که به بیش از سی زبان ترجمه شده است. اوشو در 19 ژانویه 1990 بدنش را ترک کرد. مرکزی که ایشان در هندوستان بنا کرده بودند هنوز هم یکی از مراکز بزرگ رشد روحانی در دنیاست. ادامه دارد...
|
||
|
|
|
|
|
با سلام
در ابتدا می خواهم یکی از باستانی ترین نظامهای معنوی را به شما عزیزان معرفی کنم. این نظام که به نظام معنوی برادران سارمون معروف است از اساتید بزرگ معنوی تشکیل شده است که معمولا به صورت مخفی و مانند افراد عادی زندگی می کنند و به هیچ عنوان در موقع برخورد با افراد ، خود را معرفی نکرده و تا زمانی که در شخص ، کشش خالصی برای شناختن خود و خدا نیابند و یا حاوی کلمه رمزی از اساتید دیگر این نظام نباشند ، آن فرد را مورد پذیرش قرار نمی دهند و در کل به صورت ظاهری هیچ علاقه ای به جذب مرید ندارند. سلوک این نظام بیشتر شبیه سلوک اهل تصوف بعد از اسلام می باشد و معمولا سران سلسله های معنوی تصوف که به شناخت حقیقت نایل شده باشند به این نظام تعلق دارند که بنا بر مصلحت ، یک مرید را به سلسله های مختلف تصوف فرستاده تا مورد آموزش قرار گیرند و یا اینکه در صورت صلاحدید خود ، آموزش آنها را بر عهده می گیرند. در اینجا به چند تن از این اساتید اشاره می کنم که ان شاالله در آینده درباره سلوک و سخنان آنها و همچنین دیگر اساتید این نظام صحبت خواهم کرد. ۱-حکیم عبدالقادر در شهر ادنه از کشور ترکیه ۲-هاشم محمد خطاط در شهر بغداد از کشور عراق ۳-شیخ داود یوسف در شهر کربلا از کشور عراق ۴-عطاالله کرمانی در شهر دمشق از کشور سوریه ۵-شیخ حسن افندی در شهر اورشلیم از کشور فلسطین اشغالی (اسراییل) و ... که به مرور نامهای دیگر را نیز اضافه خواهم کرد. ما را از نظرات خود محروم نفرمایید. یا حق |
||