تبليغاتX
نظامهای باستانی عرفانی
مروری بر نظامهای باستانی معنوی

روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى،باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدايت ويران است. مسجد نشينان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترين مردم زمين مى‏باشند، که کانون هر فتنه، و جايگاه هر گونه خطاکارى‏اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه‏ها کشانند، که خداى بزرگ فرمايد: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه‏اى بگمارم که انسان شکيبا در آن سرگردان ماند» و چنين کرده است، و ما از خدا مى‏خواهيم که از لغزش غفلت‏ها در گذرد.


نهج البلاغه حکمت369

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 11:5  توسط بهروز کشاورز  | 

افرادي كه به مردم بي دفاع و بي گناه كه براي احقاق حقشان اعتراض مي كنند، بطور ناجوانمردانه و وحشيانه برخورد كرده و بسوي آنان شليك مي كنند، آنان را می کشند و یا به آنان تجاوز می کنند، اکثراً كساني هستند كه در ايام محرم عزاداري مي كنند و هميشه از خود مي پرسند كه:

"شمر" چطور توانست سَر "امام حسين (ع)" را ببُرد؟

حال من از آنها مي پرسم:  شما چطور مي بُريد؟ شما سر حق رو مي بُريد. سر خدا را مي بُريد.(ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ)

حق را مي بينيد و پايتان را روي آن مي گذاريد.

مصداق آيه ۱۴۶ سوره مباركه بقره  شده ايد:

 وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

و مسلماً گروهى از ايشان حقيقت را پنهان می کنند درحاليكه خودشان هم مى‏دانند.

و ای کاش به آیه ۴۲ سوره مبارکه بقره عمل می کردید:

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿42﴾

و حق را با باطل نپوشانید و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد (42)

از شخصی درباره اين مسائل خواستم تا از قرآن برايم مشورتي بگيرد و جالب است كه آيات ۴۵ تا ۵۳ سوره نمل آمد كه در ذيل به آن اشاره شده:

و به راستى به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستاديم كه خدا را بپرستيد پس به ناگاه آنان به دو دسته تقسیم شده و به پیکار پرداختند (45)

 

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ﴿45﴾

[صالح] گفت: اى قوم(ثمود) چرا پيش از [جستن] نيكى شتابزده خواهان بدى هستيد؟ چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهيد؟ باشد كه مورد رحمت قرار گيريد (46)

 

قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿46﴾

گفتند: ما به تو و به هر كس كه همراه توست‏شگون بد زديم. (صالح) گفت: ‏سرنوشت‏خوب و بدتان پيش خداست بلكه شما مردمى هستيد كه مورد آزمايش قرار گرفته‏ايد (47)

 

قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ﴿47﴾

و در آن شهر نه (9) دسته بودند كه در آن سرزمين فساد مى‏كردند و از در اصلاح درنمى‏آمدند (48)

 

وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿48﴾

[با هم] گفتند با يكديگر سوگند بخوريد كه حتما به [صالح] و كسانش حمله کرده و شبيخون مى‏زنيم سپس به بازماندگان او خواهيم گفت ما در محل قتل كسانش حاضر نبوديم و ما قطعاً راست مى‏گوييم (49)

 

قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿49﴾

و دست به نيرنگ زدند و [ما نيز] دست به نيرنگ زديم و خبر نداشتند (50)

 

وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿50﴾

پس بنگر كه فرجام نيرنگشان چگونه بود ما آنان و قومشان را همگى هلاك كرديم (51)

 

فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿51﴾

و اين [هم] خانه‏هاى خالى آنهاست به [سزاى] بيدادى كه كرده‏اند قطعاً در اين [كيفر] براى مردمى كه مى‏دانند عبرتى خواهد بود (52)

 

فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿52﴾

و كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند رهانيديم(53)

 

 

وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿53﴾

 

 

قطعاً بين شماها هنوز كساني هستند كه مصداق آيه ۷ سوره بقره نشده اند:

خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناك است (7)

 

خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾

 

پس كمي بينديشيد 

والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 14:9  توسط بهروز کشاورز  | 

                             سماع      

 

وجدي عظيم در تسليم محض و چرخش درويشان به هنگام اجراي رقص سماع نهفته است. سماع تاثير گذار است زيرا شخص بدون كوچكترين آشنايي با رفتار و تعليمات مولوي بلافاصله درك مي كند كه سماع دنياي كاملا متفاوتي را نشان ميدهد در حقيقت سماع و تفكرات مولانا درهايي به روي حقايق ماوراي دنياي مادي ميباشد بياييد سعي كنيم تا اين در را بگشايیم.

 بر اساس مكتب مولانا و صوفيگري اسلامي، در قلب هر انسان چيزي به نام سر نهفته است. رازي در قلب ما شكل مي گيرد و هر آنچه خلق ميشود با اين راز در ارتباط است حتي طبقات مختلف آسمان هم به واسطه آن در گردش اند اين راز در اختيار هر كسي قرار نميگيرد و تنها با رياضت طولاني و كردار نيك ميتوان  آن را بدست آورد. اين همان رازي است كه شاعر و عارف ترك، يونس عمر آن را چنين توصيف مي كند: "در درون من خودي وجود دارد".

 فلسفه و عرفان هند اين سر را خود برتر يا آتما ناميده است. تعبير خود شناسي در تمدن كلاسيك يونان انسانها را به شناخت خود پنهان در قلبشان فرا مي خواند. در سراسر تاريخ، ماهيت معنوي مسيحيت و يهوديت و صوفيگري اسلامي همواره در تلاش بوده تا اين خود ناشناخته دروني را آشكار سازد. انچه كه تلاش كرده ايم درك نموده و آشكار سازيم يك سر است. بعضي كسان كه به اين راز دست يافته اند زبان در قفا كشيده اند چرا كه نفس دانستن را امري ندانستني انگاشته اند و همانطور كه نمي دانند چه چيز ندانستني است توصيفي هم براي آن ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 14:7  توسط بهروز کشاورز  | 

درويش

در سوره کهف آیات ۶۰ تا ۸۲  آمده كه موسي (ع) در معيت خضر نبي(ع) در سه مرحله

 رشته صبر را بريد:

1)      سوراخ كردن كشتي به دست خضر (ع)

2)      كشتن نوجوان توسط خضر (ع)

3)      بنا نهادن مجدد خشت در حال فرو افتادن به همت خضر (ع)

 

گفته اند كه علت سوراخ كردن كشتي اين بود كه پادشاه آن سامان هر كشتي سالم را به يغما مي گرفت و  خضر (ع) كشتي را سوراخ و معيوب ساخت تا پادشاه آن را از ماهيگيران نگيرد.

اما نوجوان داراي والدين با ايماني بود كه خضر نبي(ع) مي دانست كه ناپاكي و سركشي نوجوان در جواني به كدورت قلب والدين مي انجامد لذا خواست كه خداوند بجاي آن فرزند، فرزند ديگري كه صالح بود به والدين او عطا كند.

اما ديوار ازآن دو كودك يتيمي بود كه زير آن گنج پنهان بود و متعلق به والدين آن يتيمان بوده كه چون از مومنين بودند مشيت الهي بر اين استوار بود كه تا بالغ شدن يتيمان،آن گنج در امان باشد و در اثر فرو ريختن خشت، گنج به اين زودي هويدا نگردد.

اما اهل تصوف اسلامي داستان خضر نبي و موسي (ع) را بدين نهج شرح مي كنند:

"بقیه را در ادامه مطلب بخوانید"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 14:17  توسط بهروز کشاورز  | 

osho

گل سرخ، گل سرخ است و خار، خار. نه خار بد است و نه گل سرخ، خوب. اگر انسان از روي زمين محو شود، گلهاي سرخ آنجا خواهند بود و خارها نيز آنجا اما ديگر كسي نيست که بگويد گلهاي سرخ خوبند و خار ها بد . اين ذهن ماست كه اين ارزش ها را خلق ميكند.
   
تو ،كساني كه دوستشان داري و كساني كه از آنها متنفري، همگي جلوه هاي خداوند هستيد .همين جمله كوتاه ميتواند تمام زندگيت را دگرگون سازد .لحظه اي كه فرد دريابد كه همه چيز يكي است عشق به خودي خود طلوع ميكند و عشق يعني تصوف.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت 16:40  توسط بهروز کشاورز  | 

 

با تشکر از دوستانی که تذکر داده بودند لینک دانلود مربوط به کتابهای اوشو دارای اشکال است، لینک جدیدی ارائه شده است که مورد تست هم قرار گرفته و سالم است.

 

دانلود رایگان کتابهای ترجمه شده اوشو

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 10:4  توسط بهروز کشاورز  | 

                            osho

معرفي يازدهمين و آخرين کتاب در اين سري: قرآن حضرت محمد

 

قرآن کتابي نيست که براي خواندن باشد، بلکه کتابي هست که بايد آنرا سرود.

اگر تو آن را بخواني اشتباه ميکني! اما اگر تو آن را سرودي شايد خدا را پيدا کني!

قرآن توسط يک پژوهشگر يا فيلسوف و دانشمند نوشته نشده است. محمد کاملا بي سواد بود، او حتي نميتوانست اسم خودش را بنويسد ولي او توسط خدا تسخير شد بود؛ براي اينکه او کاملا پاک و معصوم بود، او انتخاب شده بود که اين آواز را شروع کند و اين آواز قرآن بود.

من زبان عربي را بلد نيستم و نمي فهمم. ولي ميتوانم قرآن را درک کنم براي اينکه ميتوانم آهنگ و زيبايي  آن نوای عربی را درک کنم.

چه کسي به معنا اهميت ميدهد!؟ وقتي تو زيبايي يک گل را مي بيني آيا ميپرسي اين چه معني دارد!؟ خود گل کافي است، وقتي شعله آتش را مي بيني آيا ميپرسي اين چه معني دارد؟! آتش کافي است، قشنگي معني آن است.

اين خيلي بي معني است که اینچنين چيزي را معني کنيم؛ اینچنین ريتمي که داراي وزن و زيبايي است پر معني نیز هست - بنابراین قرآن این چنین است

 و من سپاسگزارم که انتخاب شدم از طرف خدا و يادت باشد خدايي به آن معنا که تو در ذهنت ساختی و فکر میکنی وجود ندارد! اين يک درک و تجربه عميق است، هيچکسي نيست که بمن اجازه داده باشد يا مرا انتخاب کرده باشد!

 متشکرم از خدا که اجازه داد بمن تا اين قسمت را با قرآن تمام کنم - بايد زيبا باشد! بايد بي معني باشد! بسيار پر اهميت است ولي هنوز غير منطقي و عجیب ترين کتاب در کل تاريخ بشر است و مانند این کتاب نداریم.

(اشو – از کتاب : کتاب هایی که دوست داشتم)

منبع : www.ods.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/06ساعت 15:43  توسط بهروز کشاورز  | 

فرازهايي از دعاي سيفي صغير

دعاي سيفي صغير يا دعاي قاموس دعايي است كه يك مناجات بسيار عاشقانه بين يك عارف و حضرت حق را بيان مي دارد.

اگر مي خواهيد دعا و مناجات يك عارف واقعي گمنام كه از لحاظ عمق شايد با مناجات حضرت امير (ع) نيز برابري كند را بخوانيد و لذت ببريد متن دعا را در ادامه مطلب بخوانيد.

التماس دعا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 11:4  توسط بهروز کشاورز  | 

osho

 

من هميشه به اطرافم نگاه مي كنم و از آنچه ديگران دارند احساس حسادت مي كنم.

به نظر مي رسد همه وضعشان از من بهتر است.
حسادت چيست و چرا اينهمه آزار مي دهد؟

 

حسادت، مقايسه است. و به ما آموخته اند تا مقايسه كنيم، ما را در مقايسه كردن شرطي ساخته اند : ما هميشه در مقايسه هستيم. شخصي خانه اي بهتر دارد، ديگري بدني زيباتر دارد، ديگري پول بيشتري دارد، فردي ديگر شخصيتي جذاب دارد.

مقايسه كن و خودت را با هركس كه ملاقات مي كني مقايسه كن و نتيجه ي آن حسادتي  عظيم خواهد بود. حسادت محصول جانبي شرطي شدگي مقايسه كردن است.

وگرنه، اگر مقايسه كردن را دور بيندازي، حسادت ازبين خواهد رفت. آنوقت فقط مي داني كه كيستي، و ديگري نيستي، و نيازي نيست كه شخص ديگري باشي.
خوب است كه خودت را با درختان مقايسه نمي كني، زيرا بسيار حسادت خواهي ورزيد: 
تو چرا سبز نيستي؟ و چرا خداوند اينقدر بر تو سخت گرفته است؟ تو كه گل نمي دهي؟! خوب است كه خودت را با پرندگان، رودخانه ها و كوهستان ها مقايسه نمي كني، وگرنه رنج خواهي برد. تو فقط خودت را با انسان ها مقايسه مي كني، با طاووس ها و طوطي ها مقايسه نمي كني. وگرنه، حسادت تو بيشتر و بيشتر خواهد بود، چنان از حسادت گرانبار خواهي شد كه نمي تواني ابداً زندگي كني!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 14:44  توسط بهروز کشاورز  | 

osho

               

در راه سلوك روحاني چه مقدار بايد به خوراك اهميت داد؟

خوراك تا حدودي به مراقبه كمك مي كند، ولي تمام آن نيست.

فكر نكن كه افكار و احساسات منفي فقط با غذاي خام خوردن ازبين خواهند رفت!

غذاي سالم و طبيعي همچون يك پشتيبان براي مراقبه است.

آنچه مورد نياز است مراقبه ي پويا است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 10:15  توسط بهروز کشاورز  |